نمی دانم این قدما و بزرگان فرهیخته واقعا علم غیب داشتند و سحر و جادو  و یا تا ریخ در حال تکرار است. گاهی که نگاه می کنم به برخی گفته ها و آثارشان انگار هر چیزی که شرح حال ماست  و توان گفتنش با ما نیست را بیان میکنند... آن هم کی صد ها سال پیش!

چند روز پیش یکی از دوستانم یک کتابی به من داد که در مقدمه آن بیت شعری آمده بود که به نظرم جالب آمد و یاداشت کردم. پی اش را گرفتم تا این که به کل شعر رسیدم و فهمیدم که این شعر متعلق به یک شاعر برجسته و در عین حال گمنام – در بین اکثریت – هست به نام "سیف الدین ابوالحامد محمد فرغانیمعروف به "سیف فرغانی". من شرح حال این بشر را که خواندم همه جوره مجذوب این بزرگ مرد قرن هفتم و هشتم – یا دقیقتر: 667-749 - شدم ؛ از محل زندگی اش که فرغانه ی ماوراالنهر باشد گرفته تا ارادت عجیبش به سعدی.

حال از اینها بگذریم و برویم سر اصل مطلب؛ که اصل مطلب هم همان شعری باشد که من را به ایشان پیوند داد. شعری که بسیار روش آموز است برای صاحبان قدرت، شعری که این سیف فرغانی آنرا خطاب به نا اهلان زمان خود سرود و من هم خطاب قرارش می دهم به دور گردانان امروز، بلکه به راه آیند.

 

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد ........ هم رونق زمان شما نیز بگذرد

وین بوِم محنت از پی آن تا کند خراب ........ بر دولت آشیان شما نیز بگذرد

باد خزان نکبت ایّام ناگهان ........ بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد

آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام  ........ بر حلق و بر دهانِ شمانیز بگذرد

ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز ........ این تیزی سنان شما نیز بگذرد

چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد ........ بیداد ظالمان شما نیز بگذرد

در مملکت چو غُرّش شیران گذشت و رفت ........ این عوعو سگان شما نیز بگذرد

آن کس که اسب داشت غُبارش فرونشست ........ گرد سُم خران شما نیز بگذرد

بادی که در زمانه بسی شمع ها بکُشت ........ هم بر چراغدان شما نیز بگذرد

زین کاروان سرای بسی کاروان گذشت ........ ناچار کاروان شما نیز بگذرد

ای مُفتخر به طالعِ مسعود خویشتن ........ تاثیر اختران شما نیز بگذرد

این نوبت از "کسان" به شما "ناکسان" رسید ........ نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد

 بیش از دو روز بود از آن دگر کسان ........ بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد

بر تیر جورتان ز تحمّل سپر کنیم ........ تا سختیِ کمان شما نیز بگذرد

در باغ دولت دگران بود مدّتی ........ این گُل،ز گُلستان شما نیز بگذرد

آبیست ایستاده دراین خانه مال وجاه ........ این آب ناروان شما نیز بگذرد

ای تو رمه سپُرده به چوپان گرگ طبع ........ این گُرگیِ شبان شما نیز بگذرد

پیل فنا که شاه بقا مات حُکم اوست ........ هم بر پیادگان شما نیز بگذرد

"ای دوستان خواهم که به نیکی دُعای سیف ........ یک روز بر زبان شما نیز بگذرد"

 

*سیف فرغانی

+ نوشته شده توسط وحید قاسمی در چهارشنبه هشتم فروردین ۱۳۹۷ و ساعت 17:58 |