مدیریت مثبت از دو کلمه ساده مدیریت و مثبت شروع شده و سپس به شیوهای سازمانیافته همه قسمتهای مربوط به نیرو و روابط انسانی شرکت را در بر میگیرد، بهبود میدهد و بالاخره به اوج میرساند. در این نوشته به تعریف کلی و اهداف مدیریت مثبت میپردازیم و در مقالههای آینده توضیحاتی مربوط به عملکرد و مزایای مدیریت مثبت را ادامه میدهیم.
●
مدیریت
مثبت
چیست؟
●
درون
کارمند
به نظر
شما چه
میزانی
(چند
درصد)
از وجود،
ماهیت و
تواناییهای
شغلی یک
کارمند،
درونی
است و
چقدر
برونی؟
به عنوان
یک
کارمند
چقدر
(چند
درصد)
از
امکانها،
انرژی و
کیفیت
کاری شما
به وضعیت
درونیتان
مربوط
میشود؟
میدانیم
که کار و
کارمند
یک جنبه
مهم
درونی
دارند.
مدیر
مثبت
جوانب
درونی
کارمند
را تقویت
و فعال
میکند و
اینگونه
از این
قسمت
بزرگ و
پنهانی
نیروی
انسانی
استفاده
و
بهرهبرداری
میکند.
اگر
بپذیریم
حداقل ۷۰
درصد
کیفیت و
کمیت
خدمات
کارمند
به وضعیت
درونی او
ربط
دارد،
ارزش و
کاربرد
ایجاد
تغییر و
تحول
مثبت در
این
جوانب
درونی
مشخصتر
میشوند.
به عبارت
دیگر،
قسمت
عمده
توانایی
شغلی و
سازندگی
کارمند
از وضعیت
درونی او
سرچشمه
میگیرد.
به همین
دلیل
مهارتها
و
تکنیکهای
مدیریت
مثبت به
میزان
قابل
توجهی
روی بالا
بردن و
مثبت
کردن
جوانب
درونی
کارمند
مانند
احساسها
و افکار
شغلی او
تمرکز
مییابند.
●
اهمیت
سنجش و
استفاده
از
مهارتهای
اصلی
کارمند
مدیر میتواند با مهارتهای اصلی کارمند آشنا شود و از آنها بخوبی به نفع شرکت و کارمند استفاده کند.
● درون کارمند چه میگذرد؟
